بغضمو پر دادم بیاد به سمتت

ابر بشه، شعر برات بیاره

تنهاییای منو یادت بیاد

وقتی داره رو گونه هات می باره

*

بغض ِ یه عمر منه، سنگین شده

بارشو هر جور که میتونی کم کن

رو زانوی خاطره هات بشونش

براش یه استکانِ چایی دم کن

*

میاد بگه هنوز چشای ماهت

روشنیِ خلوت خاموشمه

تو این غریبیِ برهنه ی سرد

پیرهن آغوش تو تنپوشمه

*

هنوز کنارمی، هنوز پیشمی

هنوز کنارتم، هنوز پیشتم

فقط تویی تویی که بارونمی

هنوز منم من که تو آتیشتم

*

یه پنجره وا میشه، بسته میشه

یه خاطره میره و برمیگرده

با گرمیِ نگات منو بغل کن

خیلی هوای بیتو اینجا سرده

*

سهم کسی نشو، به هیشکی نسپُر

جای سرت رو شونه های منه

ما می رسیم یه روز به هم دوباره

اگه هنوز خدا خدای منه